کارگردان فیلم کوتاه «صوراحیل»:
بازیگری که سر صحنه خوابش برد!
فیلم کوتاه خودش جهانی دارد که میتواند حرفش را در همان مدت زمان بزند.
اسماعیل عظیمی طلبه سطح دو حوزه علمیه قم است. او سالهاست در کنار تحصیلات حوزوی بصورت حرفهای در زمینه تئاتر و فیلمسازی فعالیت هنری دارد. عظیمی که سابقه بازیگری تئاتر را در کارنامه خود دارد، در بیش از چهل نمایش صحنهای اجرای عموم و جشنوارههای معتبر حضور داشته است. او فیلمسازی را در انجمن سینمای جوانان ایران با گذراندن دوره فیلمبرداری و کارگردانی سینما آغاز و از سال ۱۳۹۳ با شکلگیری خانواده عقیق اولین فیلم کوتاه خود را با عنوان «فتوکپی» تولید کرد. در کارنامه کاری عظیمی بهعنوان کارگردان بیش از ۱۵ فیلم کوتاه و نیمه بلند داستانی به چشم میخورد. که در جشنوارههای مختلف فیلم کوتاه حضور و حائز رتبه شده است. عظیمی از جمله مربیان مدرسه عقیق در رشته کارگردانی است. او همچنین در زمینه فیلمنامهنویسی دوره دوساله و بلند مدت مدرسه اسلامی هنر و در زمینه نقد و تحلیل فیلم دورههای مقدماتی و پیشرفته نقد فیلم را گذرانده است. وی کارگردانی فیلم نیمه بلند «یک مسئله ساده» را برعهده داشته و سابقه تهیهکنندگی و مشاوره ۹ فیلم کوتاه داستانی نیز داشته است و تمامی آثار وی از جمله فیلمهای کوتاه داستانی، مستند و … او از رسانه ملی پخش شده است. از دیگر فعالیتهای او میتوان به گویندگی و صداپیشگی، تدوین، بازیگری و نویسندگی اشاره کرد. روزنامه صبا به بهانه حضور فیلم کوتاه «صوراحیل» در چهلمین دوره جشنواره بین-المللی فیلم کوتاه تهران با اسماعیل عظیمی به گفتوگو نشسته است.
آیا پیش از این سابقه حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران را داشتهاید؟ و اینکه اثرتان در کدام بخش از جشنواره حضور دارد؟
در دورههای قبل حضور نداشتهام. فیلمسازی این سالها برای من بیشتر جنبه تجربه و تمرین داشته و فکر میکردم اگر قرار است کاری را برای این جشنواره یا هر جشنواره معتبر دیگری بفرستم، باید فیلم خیلی خوبی باشد. در این جشنواره با فیلم «صوراحیل» در دو بخش مسابقه ملی و کتاب- سینما حضور دارم.
«صوراحیل» در چه ژانری قرار میگیرد؟
ژانر این اثر ملودرام و زمان فیلم ۱۷ دقیقه است.
ایده اولیه اثر چطور شکل گرفت و چه مدت زمان صرف نگارش فیلمنامه و مراحل بازنویسی شده است؟
ایده اولیه در کارگروه فیلمنامهنویسی مجموعه عقیق شکل گرفت. آقای شریفی که در مجموعه ما هم هست، چندتا از داستانهای کوتاهشان را برای ما خواندند و زمانی که داستان صوراحیل را شنیدم متوجه نزدیک بودن این داستان به روحیات خود و جهانی که دوست داشتم در فیلمسازی تجربه کنم، شدم. بههمراه علی آهنگری دیگر فیلمنامهنویس این کار شروع به اقتباس و نوشتن فیلمنامه کردیم. نگارش فیلمنامه حدود شش ماه طول کشید.
دکوپاژ اثر را قبل از فیلمبرداری انجام داده بودید و یا به شکل دکوپاژ سر صحنه عمل کردهاید؟
چون خودم هم فیلمنامه نویس و هم کارگردان بودم، دکوپاژ را از فیلمنامه شروع کردم. خیلی برایم مهم بود که فضاسازی و اتفاقات فیلمبرداری و طراحی صحنه چطور خواهد بود. همچنین، بدلیل شرایط مالی هم که همیشه در کارها وجود دارد و شما باید مراقب باشید که روزهای فیلمبرداری بیشتر از برنامهریزی-تان نشود، بعلاوه اینکه ما بازیگر کودک داشتیم و کار با کودکان متفاوت است، در نتیجه هم دکوپاژ قبل از فیلمبرداری انجام شد و هم یک ماکت کوچک از کار ساختیم.
اثر چند لوکیشن دارد و در کدام شهرها فیلمبرداری شده است؟
لوکیشنهای ما مهدکودک، شهربازی، فرودگاه، خانه، فضای کوچه و خیابان و ماشین هستند. قصه هم کلاً در تهران میگذرد.
جلسات فیلمبرداریتان طبق برنامهریزی صورت گرفته انجام شده است؟
برنامهریزی ما روی ۴ روز بود اما به ۵ روز کشید. یک روز بازیگر کودک ما سر صحنه خوابش برد و ما نمیخواستیم اذیت شود، از آنطرف هم فضای فیلمبرداری آن روز خارجی بود و نور رفت و کار به روز بعد موکول شد. البته ما از قبل این امکان را لحاظ کرده و پیش بینی یک روز اضافه را کرده بودیم و برایش آمادگی داشتیم.
برای فیلمبرداری از چه نوع دوربینی استفاده کردید و دلیل انتخابتان چه بوده است؟
در گفتگو با فیلمبردار با توجه با آنچه فیلم نیاز داشت به این نتیجه رسیدیم که دوربین مینی الکسا باشد. درواقع بافت، رنگ و لعاب و تصاویر سینماییای که مینی الکسا دارد دلیل انتخاب این دوربین بود.
در اثر شما از جلوههای ویژه میدانی و بصری استفاده شده است؟
جلوه ویژه نداشت.
در اثر از بازیگران بومی استفاده کردهاید؟
چون کار در تهران بود، ترجیحا انتخاب های ما نیز از تهران بود. فقط برای کاراکتر بچه فراخوان سراسری دادیم. اما نهایتاً یکی از دوستان پسر یکی از دوستان و همکاران دیگر را که سابقه بازی داشتند، معرفی کردند و ما هم ایشان را انتخاب کردیم. آقای حمیدرضا پگاه و خانم مهدیه نساج هم هر دو فیلمنامه را دوست داشتند و به همین دلیل پذیرفتند در کار همراه ما باشند.
دیالوگ برتر فیلمتان کدام دیالوگ است؟
صوراسرافیل، تا حالا این اسم رو شنیدی؟ اسم یه فرشته است. اسم شیپورشم صوره.
سکانس برتر فیلمتان کدام سکانس است؟
سکانس پایانی. ورود پدر به داخل خانه. سکانسی که حرف فیلم است و در آن کشفی برای پدر اتفاق میافتد.
«صوراحیل» در چهلمین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران در کدام بخشها شانس بیشتری دارد؟
من واقعاً دوست دارم کارم جایزه ببرد، اما ورود به این جشنواره خودش نوعی جایزه است. حالا اگر شخصی هم بخواهم بگویم، من خیلی دوست دارم که صوراحیل در بخش فیلمنامه جایزه دریافت کند.
بعضی از فیلمهای کوتاه قابلیت این را دارند که از روی آنها نسخه سینمایی هم ساخته شود. «صوراحیل» چنین قابلیتی دارد؟
فیلم کوتاه خودش جهانی دارد که میتواند حرفش را در همان مدت زمان بزند. نباید فیلم کوتاه را بخشی از فیلم بلند دانست. فیلم کوتاه یک مدیوم مستقل است. صوراحیل هم فیلم کوتاه است و نمیتواند نسخه بلند داشته باشد.
در آخر اگر نکته یا صحبتی هست، بفرمایید؟
حرف خاصی نیست، فقط باید بگویم، شاید اسم من بهعنوان طراح و کارگردان مطرح شود، اما باید از تمام عوامل و همراهان در این پروژه و بصورت ویژه از بچههای خانه فیلم عقیق تقدیر و تشکر کنم.
مصطفی کزازی
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است