روزنامه صبا

روزنامه صبا

عباس حسینی در گفتگو با صبا:

وقتی المپیک و جنگ به هم گره می‌خورند


در مسابقات المپیک و میدان جنگ افراد می‌دوند، اما خب آنها برای چه و اینان برای چه؟ این ایده، نسخه اولیه‌ای بود که فیلمنامه «تفنگ چخوف» از آن شکل گرفت.

معصومه دهقان – چهل‌و‌سومین جشنواره فیلم فجر که در بهمن ماه امسال برگزار شد، بی‌تردید به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین جشنواره‌ها در تاریخ سینمای ایران تبدیل شد. در این دوره، بیش از ۴۴ فیلم کوتاه به رقابت پرداختند و آثار کارگردانان جدید و جوانی که همچنان در مسیر اکتشاف‌های سینمایی قرار دارند به نمایش گذاشته شدند. حضور چنین کارگردانان جوانی در جشنواره فیلم فجر، نشان از ادامه تحول سینمای کوتاه در ایران دارد و به‌طور خاص تأثیرات آن در سینمای بلند داستانی ایران قابل ‌توجه است. فیلم‌های کوتاه در جشنواره فیلم فجر، نه ‌تنها به‌ عنوان آثار هنری مستقل و جدی شناخته می‌شوند، بلکه نقش مهمی در تربیت نسل جدید سینماگران ایران ایفا کرده‌اند. این آثار به کارگردانان فرصتی برای آزمودن سبک‌ها، تکنیک‌ها و موضوعات مختلف داده‌اند و در نهایت منجر به تغییرات بزرگی در سینمای بلند ایران شده‌اند. از همین ‌رو، جشنواره فیلم فجر به ‌عنوان یک بخش کلیدی، به پیشرفت و تحول سینمای ایران کمک کرده و تداوم حضور فیلم‌های کوتاه در این جشنواره قطعا راه را برای نسل‌های آینده هموار خواهد کرد. روزنامه صبا که از همان زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر با نگاهی ویژه به سراغ کارگردانان جوانی که فیلم‌های‌شا‌ن در جشنواره حضور داشتند رفت، همچنان با همان قوت توجه ویژه خود را به این نسل از فیلمسازان مستعد ادامه داده و در این شماره نیز به سراغ چهار کارگردان دیگری که اثرشان در لیست ۴۴ فیلمی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمده‌اند رفته است. گفت‌وگوی خبرنگار صبا با این کارگردان فیلم کوتاه «تفنگ چخوف» را در ادامه می‌خوانید.

«تفنگ چخوف» اولین فیلم عباس حسینی است که پس از گذراندن دوره‌های فیلمسازی در انجمن سینمای جوان مشهد، ساخته شده است. این فیلم با الهام از شعری از عبدالملکیان و با تمرکز بر مقایسه‌ای میان مسابقات المپیک و میدان جنگ ساخته شده که یکی از آثار پذیرفته شده در جشنواره ۴۳ فیلم فجر بود. حسینی در این فیلم تلاش کرده تا مفاهیم عمیقی را با استفاده از تکنیک‌های سینمایی خاص و داستانی فانتزی به تصویر بکشد.

 

ایده فیلم از کجا سرچشمه گرفت؟

ایده سوژه فیلمنامه را از شعری از عبدالملکیان الهام گرفتم. در این شعر آمده است که «دیروز دوستم از دمشق زنگ زده بود، می‌گفت: ماهواره داشت دائم‌الخمرهای لندن را نشان می‌داد که خوابگاه‌شان کوچک بود، آنها جایی برای زندگی نداشتند و ما جایی برای مرگ.» با خود فکر کردم که چه تصویری می‌توانیم پیدا کنیم که معادل قسمت آخر شعر باشد. تصویری که به ذهنم رسید، در واقع یک مقایسه بود، مقایسه بین مسابقات المپیک و میدان جنگ. در هردوی آنها افراد می‌دوند، اما خب آنها برای چه و اینان برای چه؟ این ایده، نسخه اولیه‌ای بود که فیلمنامه «تفنگ چخوف» از آن شکل گرفت.

چرا «تفنگ چخوف»؟

«تفنگ چخوف» یک قاعده داستانی است که چخوف به آن اشاره می‌کند. او معتقد است که اگر شما تفنگی در فیلم‌تان نشان دادید که در گوشه دیوار آویزان است، اگر این تفنگ تا آخر داستان شلیک نشود، شما نویسنده خوبی نیستید. در این فیلم از آرشیوهای المپیک استفاده شده و با توجه به شلیک تپانچه در آغاز مسابقات، سعی کردم اشاره‌ای نمادین به این تفنگ بکنم. خواستم بگویم، تپانچه‌ای که رو به آسمان شلیک می‌شود، چگونه می‌تواند سرنوشتی نزدیک به مرگ برای افرادی که در آن مکان هستند، رقم بزند.

در کارگردانی این فیلم از ساختار یا فرم خاصی تبعیت کردید؟

فیلم تشکیل شده از دو بخش است. قسمت اول شامل راش‌های آماده‌ شده از مسابقات المپیک است. بخش دوم تیزر قسمتی است که خودمان فیلمبرداری کردیم. در واقع تلاش کردیم که پسر بچه فیلم را با تکنیک‌های سینمایی به مسابقات المپیک اضافه کنیم، به‌گونه‌ای که یک پسر بچه معمولی با بهترین دونده‌های جهان مسابقه دهد.

نحوه انتخاب بازیگران چگونه بود؟

در این فیلم تنها یک کاراکتر کودک بود که محمدطاها احمدی ایفای نقش کرد. وی نابازیگر بود، ولی به دلیل شوق زیاد برای بازی در این فیلم، بسیار همراه بود.

در پروسه تولید این فیلم چالشی نداشتید؟

بزرگ‌ترین چالشی که در سه روز تولید این فیلم با آن روبه‌رو شدیم، مربوط به لوکیشن بود. روزهای قبل برای اینکه به لوکیشن مدنظر دست یابیم، آنجا را بازسازی کردیم، اما دقیقا روز فیلمبرداری به دلیل بارش شدید باران، بخشی از لوکیشن آسیب دید. این موضوع به فیلم لطمه بزرگی زد، اما مجبور شدیم با شرایط کنار بیاییم و در لحظه فیلمنامه را تغییر دهیم، چرا که شرایط مجدد فیلمبرداری نداشتیم.

از این که اولین فیلم‌تان در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر پذیرفته شد، شوکه نشدید؟

چرا، اتفاقا زمانی که متوجه شدم فیلمم در جشنواره پذیرفته شده، شوکه شدم، چرا که اصلا فکرش را نمی‌کردم. طبیعتا از آنجایی که جشنواره فجر بزرگ‌ترین ویترین سینمایی کشور است، فکر می‌کنم که اتفاق بزرگی برای من افتاد و هیجان‌انگیز بود.

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است