روزنامه صبا

روزنامه صبا

امیرحسین مدرس در گفتگو با صبا:

هیچ روز من بدون ادبیات و شعر به شب نمی‌رسد


ادبیات و شعر در صدر علاقه‌های من است و هیچ روزی در زندگی من بدون ادبیات و شعر به شب نمی‌رسد.این رویه زندگی من است به همین دلیل پیشنهادهایی که با این رویکرد به من شود در صدر انتخاب‌های من قرار می‌گیرد.

سمیه خاتونی– «سرزمین شعر» اولین رقابت جدی و مبتنی بر نقد و نظر تخصصی در حوزه شعر معاصر ایران در رسانه ملی است که فصل چهارم آن در حال تولید است و در آن ۶۴ شاعر در هشت گروه با یکدیگر به رقابت شعری می‌پردازند و اشعارشان توسط کارشناسان متخصص و بنام حوزه شعر و ادبیات مورد داوری قرار می‌گیرد.

تصمیم گرفتم برای تهیه گزارش به استودیو برنامه «سرزمین شعر» بروم و از نزدیک شاهد تلاش و تولید آن باشم. با ورود به «سرزمین شعر»، با فضایی شاعرانه و البته نظم یافته در پشت صحنه رو به رو شدم. ترکیبی از نیروهای متخصص و جوان که عشق‌شان به کار کاملا محسوس است و هر یک به نحو احسن مشغول به کار خود هستند تا این برنامه بتواند صدمین قسمت خود را برای پخش به آنتن شبکه چهار، برساند. شاعران جوان متن در دست در حال تمرین و خوانش اشعار خود هستند، تا نوبت‌شان شود و به به روی استیج بروند. قبل از این که اعلام شروع ادامه ضبط برنامه بشود در میان فضای دکوری که خطوط نستعلیق که از نظر زیبایی در جایگاه نخست و زیباترین خطوط در بین شیوه‌های دیگر خطاطی است بر روی دیوار آبی رنگ چشم‌ها را به سمت خود جلب می‌کند و درب وسط دکور که بک‌گراند میز داوران را با معماری ایرانی غنا بخشیده و رنگ‌ غالب آبی فیروزه‌ای که فضا را شاعرانه و گل‌آرایی اطراف ان که بوی عید باستانی نوروز از آن استشمام می‌شود به سراغ امیرحسین مدرس مجری برنامه می‌روم تا با او نیز درباره برنامه گپ‌وگفتی داشته باشم. هنرمندی که بخشی از خاطرات تجارب زیسته نوجوانان دهه ۶۰ با اجرای او در برنامه «نیمرخ » گره خورده است. مدرس که به عنوان مجری، خواننده، شاعر، نویسنده، خطاط و بازیگر برای همه مخاطبان شناخته شده است در طول همه این سالها همان طور با صداقت و مهربان باقی مانده است. با دیدن او احساس می‌کنم که همه چیز تقریبا به همان معصومیت و صداقت گذشته است. او با روی باز تا زمان شروع ضبط به سئوالاتم پاسخ می‌دهد.

 

در ابتدای گفت‌وگو از او درباره دلیل غیبت چند ساله‌اش در رسانه ملی و دلیل حضورش در این برنامه ادبی ‌پرسیدم، مدرس گفت: ادبیات و شعر در صدر علاقه‌های من است و هیچ روزی در زندگی من بدون ادبیات و شعر به شب نمی‌رسد. این رویه زندگی من است به همین دلیل طبیعتاً پیشنهادهایی که با این رویکرد به من شود در صدر انتخاب‌های من قرار می‌گیرد. البته به شرط اینکه آن پیشنهاد واقعاً دارای شاخصه‌های روشن و موثری درحوزه ادبیات باشد و حضور من در این برنامه به همین دلیل است.

در ادامه به یادآوری خاطرات ماندگاری که برنامه «نیمرخ» در ذهن مخاطب دهه ۶۰ به یادگار گذاشته است می‌روم، برنامه‌ای که با شعری زیبا از قیصر امین‌پور آغاز می‌شد. مدرس درباره «نیمرخ» و  اینکه چگونه این برنامه تلویزیونی توانست از تونل و گذرگاه زمان عبور کند و  در ذهن ما جاودانه شود، توضیح داد: به نظرم در درجه اول ساختار و در مرحله بعد محتوای برنامه آن را ماندگار کرد. «نیمرخ» در زمان خودش هم به لحاظ ساختار و هم از به لحاظ محتوا برنامه‌ای متفاوت بود و در میان برنامه‌هایی که در آن روزها برای نوجوانان ساخته می‌شد ساختارشکنی‌های خاص به خود را داشت و اساساً توانست برنامه‌سازی تلویزیونی را در آن مقطع متحول کند و قالب نویی ارائه دهد. مثلا تصویربردای «نیمرخ» بصورت پیوسته و بدون قطعی بود که سینمایی‌ها اصطلاحا به آن سکانس پلان می‌گویند، دوربین در صحنه می‌چرخید و مجموع اینها به اضافه نوع اجرایی که تعریف شده بود، سبب شد که این برنامه پس از گذشت سالها همچنان در یادها هنوز زنده باشد.

وی درباره ساختار برنامه «سرزمین شعر» اظهار کرد: این برنامه با توجه به هدفمندی‌اش که معرفی شاعران جوان و شناخته نشده است، ساختاری ساده، روان و به دور از پیچیدگی دارد. در واقع چیزی که سبب ماندگاری این برنامه می‌شود، محتوای شعری است که شاعران هنرمند در برنامه ارائه می‌دهند، شاعرانی که شاید تاکنون فرصتی  برای معرفی خود در سطح گسترده نداشته‌اند.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه هر کدام از این شاعران در انجمن‌های ‌ادبی شهر و منطقه خود شاعران مطرح هستند، اضافه کرد: اما این شاعران تنها  در همان منطقه خود شناخته شده‌اند و«سرزمین شعر» فرصتی است که بر گستره شعری این شاعران افزوده شود و اثرشان در معرض توجه و تماشای مخاطبان بیشتری قرار بگیرد.

امیرحسین مدرس که خودش قلمی قوی در شاعری دارد، درباره اینکه آیا در خلال برنامه نظر خود را با داوران به مشورت می‌گذارد یا خیر، پاسخ داد: وظیفه من در این برنامه اجراست من داور نیستم و بالطبع رای هم ندارم. اما اگر در خلال برنامه نکاتی به ذهنم رسید که می‌تواند مفید و قابل اشاره باشد و دوستان به آن اشاره نکرده باشند، آن نکته را مطرح می‌کنم.

در پایان از این مجری، بازیگر و هنرمند محبوب خواستم بی واسطه با مخاطبان دهه ۶۰ حرف بزند، آنها که امروز در میان ‌سالی خود هستند و ممکن است در اوج فشارهای زندگی، خود را فراموش کرده باشند. مدرس گفت: بله مخاطبان دهه ۶۰ حالا دیگر پا به میانسالی گذاشته‌اند و هنوز هم در کوچه، خیابان، مترو، اتوبوس، رستوران، پاساژ و…  که مرا می‌بینند به من اظهار لطف دارند و همچنان من را با برنامه «نیمرخ» که در دهه ۷۰ پخش می‌شد، می‌شناسند به نظر من واقعا نه، این نسل گم نشده‌اند ولی به تعبیری ممکن است که در لا به لای مشغله‌ها و گرفتاری‌های روزمره همه ما گم شویم و این فقط متعلق به بچه‌های دهه ۶۰ و ۷۰ نیست. در روزگاری هستیم که ممکن است همه ما در روزمرگی گم شویم و لازم است در عین همه گرفتاری‌ها به ادبیات پناه ببریم. ادبیات، بخصوص شعر و رمان مفر و پناهگاه امنی است که گرما و انرژی‌اش حیات بخش است، همانطور که موسیقی یک پناهگاه امن است. توصیه من این است که در هر شرایطی از اینها جدا نشوید چرا که ادبیات و شعر پناهگاهی امن در برابر روزمرگی است.

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است