رحمت امینی در گفتگو با صبا:
حرفهای تکراری را میتوان به صورت تازهای بیان کرد
در دهههای گذشته یک جریان به نام آشنایی زدایی شکل گرفت که میگوید میتوان حرفهای تکراری را به صورت تازهای بیان کرد که مورد توجه واقع شود همین امر سبب شد که من در ارائه این اجرا به این سمت بروم.
مریم عظیمی– دکتر رحمت امینی کارگردان و مدرس نام آشنای تئاتر در ایام نوروز ۱۴۰۴ اثری به نام «جگر هندی» را روی صحنه سالن سنگلج خواهد برد. در این نمایش مفرح که برگرفته از حکایتی پندآموز از گلستان سعدی است بازیگرانی مانند فرزاد برهمن، محسن جلالی راد، نوید جهان زاده، امین زارع و… به ایفای نقش میپردازند. در ادامه گپوگفت خبرنگار صبا با کارگردان این نمایش را میخوانید.
ایده این نمایشنامه برآمده از ادبیات کهن و فاخر ما است لطفا ابتدا در این زمینه بگویید.
این نمایشنامه برگرفته از یکی از حکایتهای گلستان سعدی است که مخاطبان میتوانند در گنجور نیز قصه آن را پیدا کنند. سعدی شاعری است که در گلستانش برای طبقات مختلف اجتماع حکایات و قصههای اصلاح گرانه و پندآموز میگوید. یکی از این طبقات پادشاهان هستند که در طول تاریخ همواره نیاز به پند و حکمت دارند. پادشاه کلاً در ادبیات ایران و جهان به معنای کسی است که باید مملکت و سرزمین خودش را اداره کند و به امور مردمان و عدالت گستری بپردازد. در این حکایت نیز به این امر بر مبنای قصهای جذاب یعنی پادشاهی که برای رفع بیماریاش به درمان خاصی نیاز دارد و اینکه چگونه باید این درمان را فراهم کند، میپردازد و به این نتیجه میرسد که حتی اگر جان پادشاه در معرض خطر باشد باید به نفع مردم از جان خود بگذرد و ایثارگری کند. این نکتهای بود که توجه مرا شدیداً جذب کرد. البته مدتها قبل این نمایشنامه را نوشتم و سال ۸۳ به کارگردانی آقای حسن وارسته در تالار مولوی روی صحنه رفت اما آنچه که در نوروز ۱۴۰۴ روی صحنه خواهد رفت یک برداشت کاملاً تازه است و آقای شایان صدرزاده که از دانشجویان خود من در دانشگاه است در بازنویسی آن کمک کردهاند.
از تکنیک فاصله گذاری در بخشهای مختلف این نمایش بهره بردهاید لطفا از چرایی آن بگویید.
در دهههای گذشته یک مکتب ادبی یا بهتر بگویم یک جریان به نام آشنایی زدایی شکل گرفت که میگوید میتوان حرفهای تکراری را به صورت و گونه تازهای بیان کرد که مورد توجه واقع شود همین امر سبب شد که من در ارائه این اجرا به این سمت بروم و به نوعی به یک فضای فرا نمایشی یا متا تئاتری که گویی مخاطب در حین اجرای نمایش شاهد شکلگیری آن نیز هست ورود کنم و متفاوت از مدل اجرایی ۲۱ سال پیش عمل کنم که این امر خود یک تنوعی ایجاد کرده و میتواند توجه و نظر مخاطب را بیشتر جلب کند.
امر آشنایی زدایی در موسیقی همچون اثار قبلیتان در این نمایش نیز نمود گستردهای دارد؟
بله من این آشنایی زدایی با موسیقی را در آثار پیشینم نیز داشتم یعنی در نمایش «استاد نوروز پینه دوز» و حتی در نمایش «سوسمار» یعنی در این آثار موسیقی صرفاً به عنوان یک عنصر شنیداری استفاده نشده بلکه در بطن کار تنیده میشود. در این نمایش نقب و پیوندی میان زمان کهن و زمان معاصر زدهام بنابراین میبینید که انواع و اقسام موسیقی کلاسیک و مدرن بنا به اقتضای هر صحنه استفاده میشود و سعی کردم که در هر صحنه منطق و دلیل کافی برای استفاده از این تنوع موسیقایی داشته باشم. مثلاً موسیقی هندی مدرن در جای خود استفاده میشود همینطور موسیقی غربی، ایرانی، رپ و موسیقی نمایش ایرانی تعزیه نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
با این وصف به نظر میآید که شما سلیقه مخاطب امروز را جهان شمولتر در نظر گرفتهاید و صرفاً با استفاده از یک سری مولفههای ایرانی سعی در تاثیر بر مخاطب ندارید.
از این منظر یک نگاه یونسکویی در این نمایش دارم. در نمایش «شاه میمیرد» اوژن یونسکو کاراکتر شاه و درباریان اگرچه نامهای غربی دارند اما متعلق به یک کشور خاص نیستند و اگر کسی نمایشنامه را بخواند بیشتر متوجه میشود که مدل پادشاهی که ما در این نمایش خلق کردهایم نیز در همین سمت و سو است. یعنی این پادشاه میتواند حاکم هر جایی از این جهان باشد و شکل مناسباتش با درباریان، مردم و مراجعانش میتواند در هر نقطه دیگری از جهان شکل بگیرد.
این طور که در تمرینات شما دیدم قرار است از فست و اسلوموشن و همینطور پانتومیم نیز استفاده کنید آیا استفاده از این تکنیکهای اجرایی علاوه بر آشنایی زدایی علت دیگری نیز دارد؟
بله علاوه بر آشنایی زدایی من معتقدم که در تئاتر باید همواره در طول یک اجرا باور تماشاگر و آنچه که روی صحنه میبیند را مدام به هم بزنیم. یعنی درست در لحظهای که صحنه طبق روالی که در ذهن مخاطب جا افتاده است پیش میرود ناگهان روالی جدید جایگزین میشود تا شوک ایجاد کند به همین دلیل ما از انواع و اقسام مدلهای حرکتی میزانسنی و موسیقی البته در چهارچوب منطق و دلایل بهره بردهایم چرا که اگر این منطق و دلیل وجود نداشته باشد نمایش به هرج و مرج کشیده میشود و من سعی کردم در عین تنوع در اشکال و حرکات همه عوامل آن سامانبندی مورد نیاز را نیز داشته باشد.
اجرای «جگر هندی» چگونه به سنگلج رسید؟
به نظرم این نمایش جزو نمایشهایی است که باید در تالار سنگلج که خیلی دوستش دارم اجرا شود. چون تالار سنگلج یکی از مکانهای مهم اجرای نمایش ایرانی و اقتباسهای ایرانی است و من هم ذهنیت خیلی خوبی از سنگلج دارم.
این روزها مدام اشاره میشود که نبود کمپانی تئاتر آسیب جدی به این عرصه وارد کرده لطفاً به عنوان فردی که هم تئوریسین هستید و هم در بخش اجرا فعالیت میکنید در مورد ماهیت کمپانی تئاتر و اینکه چگونه میتوانستیم به این سمت برویم ولی نرفتهایم بگویید.
یکی از آسیبهای تئاتر ما این است که نمیتوانیم این کمپانیهای تئاتر را داشته باشیم چون شکل گرفتن یک کمپانی یعنی داشتن یک جا و مکان تقریبا مشخص، همینطور شرایط اقتصادی تقریباً مشخص که متاسفانه نداریم. آنچه که امروز در ایران وجود دارد این است که برخی از افراد مثل تهیهکنندگان شناخته شده که راهکارهایی را بلد هستند و در طول زمان یاد گرفتهاند که مناسبات اقتصادیشان را تعریف کنند، تا حدودی نه به تعریف کمپانی بلکه تا حدودی به شکلهایی شبیه به یک کمپانی کار میکنند. کمپانیها در کشور ما شکل نگرفتهاند مثلاً همین همکاری که ما با موسسه آکتور داریم و حامی ما هستند اگر ادامهدار باشد، تا زمانی که بخواهم کار کنم به این موسسه مراجعه خواهم کرد. خب آنها برای ما فضایی به وجود میآورند، هزینههای اولیه را تامین میکنند تا بعداً از فروش بردارند در واقع این یک شکل نزدیک به کمپانی است اما در حال حاضر به صورت سیستماتیک کمپانی تئاتر نداریم.
در آخر آیا خاطرهای از اجرا در نوروز دارید؟
بله اتفاقا سال ۹۷ اگر اشتباه نکنم نمایش «جعفر خان از فرنگ برگشته» را در ایام نوروز اجرا کردیم و خاطرهای که دارم این است که در آن زمان سریال «پایتخت» پخش میشد درست مثل همین امسال که قرار است پخش شود و از آنجایی که اسم یکی از کاراکترهای این سریال رحمت امینی بود ما تبلیغاتی بدین شکل انجام داده بودیم که بازیگر نقش رحمت امینی سریال «پایتخت» از رحمت امینی کارگردان نمایش «جعفر خان از فرنگ برگشته» شکایت کرده و ادعا کرده است که از نام او سوء استفاده شده و همین جریان تبدیل به یک شکل خبری-تبلیغاتی شده بود.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است