دلارام ترکی در گفتگو با صبا:
حکیم الحکما نماینده خرد و منطق است
نقش حکیم الحکما یک نقش جذاب است. شخصیتی که قرار است با خرد و طنز خود، داستان را پیش ببرد و در عین حال با حکیمان دیگر از فرهنگهای مختلف تعامل کند. او نماینده خرد و منطق در داستان است.
مریم عظیمی– دکتر رحمت امینی کارگردان و مدرس نام آشنای تئاتر در ایام نوروز ۱۴۰۴ اثری به نام «جگر هندی» را روی صحنه سالن سنگلج خواهد برد. در این نمایش مفرح که برگرفته از حکایتی پندآموز از گلستان سعدی است بازیگرانی مانند فرزاد برهمن، محسن جلالی راد، نوید جهان زاده، امین زارع و… به ایفای نقش میپردازند. در ادامه گپوگفت خبرنگار صبا با بازیگر این نمایش را میخوانید.
لطفا از ویژگیهای نقش حکیم باشی و بار کمدی و طنز این کاراکتر بگویید.
نقش حکیم الحکما یک نقش جذاب است. شخصیتی که قرار است با خرد و طنز خود، داستان را پیش ببرد و در عین حال با حکیمان دیگر از فرهنگهای مختلف تعامل کند. این نقش ترکیبی از خردمندی، طنز و حتی کمی شوخ طبعی است که میتواند نمایش را جذابتر کند. ویژگیهای نقش حکیمالحکما شخصیتی بسیار باهوش و آگاه به نظر میرسد. او کسی است که از فلسفه، علم و حتی خرافات آگاهی دارد و میتواند با استدلالهای قوی، دیگران را متقاعد کند. او نماینده خرد و منطق در داستان است. با توجه به اینکه نمایش کمدی است، حکیمالحکما میتواند با طنز و شوخ طبعی خود، موقعیتهای جدی را به شکلی خندهدار و جذاب تبدیل کند. این طنز میتواند از نوع طنز موقعیتی، کلامی یا حتی طنز سیاه باشد. حکیمالحکما با حکیمان چینی، روسی و فرنگی مصاحبه میکند، بنابراین باید بتواند با فرهنگهای مختلف ارتباط برقرار کند. این ویژگی به او حالتی جهانی و فراتر از مرزها میدهد. نقش من حالت اخباری دارد، یعنی داستان را به شکلی روایت میکنم که مخاطب را در جریان اتفاقات قرار میدهم. این حالت میتواند شبیه به یک گوینده خبری باشد که با لحنی خاص و جذاب، اطلاعات را منتقل میکند.
اغراق تا چه حد در نقشپردازیهای این نمایش تاثیرگذار بوده؟
در نمایشهای کمدی، به ویژه آنهایی که رویکرد آوانگارد و غیرمتعارف دارند، اغراق یکی از ابزارهای کلیدی برای ایجاد طنز و جذابیت است. در نمایش «جگر هندی»، اغراق به شکلهای متفاوت بکار برده شده است تا هم وجه کمدی داستان را تقویت کند و هم شخصیتها و موقعیتها را به شکلی ملموستر و خندهدارتر به مخاطب نشان دهد. یک بعد نقش اغراق در نمایش کمدی و آوانگارد تقویت وجه کمدی اثر است. اغراق این امکان را میدهد که موقعیتها، شخصیتها و حتی دیالوگها را به شکلی غیرواقعی و خندهدار نمایش دهد. مثلاً وقتی شاه خواب موش میبیند، کارگردانی نمایش به گونهای است که این خواب را به شکلی اغراقآمیز و حتی مضحک روایت میکند تا مخاطب را بخنداند. بعد دیگر پررنگ کردن ویژگیهای شخصیتهاست، مثلاً حکیمالحکما میتواند با حرکات اغراقآمیز، لحن بیش از حد جدی یا حتی پوشش عجیب و غریب، به شخصیتی کاملاً خندهدار و به یادماندنی تبدیل شود همچنین اغراق میتواند تضادهای موجود در داستان را پررنگتر کند. مثلاً وقتی شاه تصمیم میگیرد جان یک رعیت را فدا کند، این تصمیم با اغراق در دیالوگها یا حرکات، به شکلی کاملاً غیرمنطقی و خندهدار نمایش داده میشود. در نمایشهای آوانگارد، هدف این است که مخاطب غافلگیر شود و توجه او را جلب کند و اغراق در بازی، حرکات و حتی طراحی صحنه میتواند به این هدف کمک کند. اما اغراق در بیان دیالوگها مثلاً در مورد نقش خودم اینگونه است که وقتی حکیمالحکما با حکیمان دیگر صحبت میکند، از کلمات و جملاتی استفاده میکند که بیش از حد رسمی، فلسفی یا حتی بیربط هستند تا طنز موقعیت را تقویت کند در حرکات و زبان بدن هم همینطور است و فکر میکنم دکتر رحمت امینی همه این ویژگیها را در جای خود در نمایش استفاده کردهاند.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است